تبليغاتX
اخبار کوه و کوهنوردی

اخبار کوه و کوهنوردی

خبر از اینجا و آنجا

روز شمار برنامه موستاق آتای زنجان

روز شمار برنامه موستاق آتای زنجان به ارتفاع 7546 متر

 

کمیته هیمالیا نوردی هیات کوهنوردی زنجان پس از اعلام هیات رئیسه مبنی بر انجام صعود برون مرزی در سال 1388 اقدام به اجرای  شش مرحله اردو با استفاده از مربیان استان و فدراسیون کوهنوردی توانست از میان حدود 40 نفر علاقمند 15 نفر را به عنوان ورزشکار، مربی، سرپرست به شورای برون مرزی سازمان ترییت بدنی معرفی نماید.

 جذب بودجه برآورد شده این صعود به مبلغ تقریبی 60 میلیون تومان برای 13 نفر توسط اداره کل تربیت بدنی استان، اداره راه استان زنجان،  فروشگاه رفاه، شرکت مرغ درنا تأمین گردید.

 براساس اعلام شورای برون مرزی اجرای صعود با تعداد 11  نفر موافقت بر اساس موافقت هیات مقرر گردید تعداد دو  دیگر بصورت آزاد و با مسئولیت شخصی در برنامه شرکت نمایند که  با مذاکره با شرکت تحت قرار داد انجام گردید.

این تیم تحت سرپرستی مسئول کمیته هیمالیا نوردی آقای محمد حسن نجاریان که خود سابقه درخشانی در ضمینه کار مدیریتی و سرپرستی تیم های کوهنوردی داشته  همچنین ایشان خود از قهرمانان ملی کشور می باشد که کار هدایت گروه را به عهده گرفت. با توجه به مشکلات سیاسی موجود در کشور چین یک هفته دیر تر از زمان اعلامی از سوی شرکت تحت قرار داد (سرزمین خورشید مشهد)، ایران را به مقصد کشور چین شهر ارومچی ترک نمودند.

روز اول 20 تیر 1388

امروز 20 تیر یک بعد اظهر شور آتشین در دل و  جان افتاد و پس از چند روز کشمکش  جهت گرفتن ویزا و ردیف کردن کار سربازان و  دانشجویان تیم با جور شدن این مشکل خبر رسید که در منطقه ارومچی درگیری قومی است و چند صد نفری کشته شده اند، که با تأخیر یک هفته ای موفق می شویم تیم را به امید خود برسانیم و آن حرکت در روز شنبه 20/4/88 است.

تعداد 7 بشکه و 14 کیسه بار بار تیم را تشکیل می دهند. از صبح شنبه قرار بچه ها نمانده و سر ظهر برای آخرین بار بسته ها چک می شود و تعدادی که در فریزر  فروشگاه قرار دارند، تحویل گرفته آماده حمل می گردند.

خانو اده ها دنبال خنک نای سایه ای می گردند تا از دست گرما در امان باشند، با رسیدن مسئولین برنامه رسمیت یافته، مدیر کل تربیت بدنی جناب رحمانی توضیحاتی ارائه می کند و در ادامه آقای علی گو برنامه را توضیح داده اعضای تیم معرفی شده از زیر کلام الله مجید رد می شوند، آن سوی در بغض بعضی ها می ترکد و چشمها تر می شود، بچه ها چشم در چشم پدر  

حرکت از زنجان به تهران و آشنایی با نفرات دیگر شرکت تحت قرار داد و  حدود ساعت 21 پرواز به سمت ارومچی چین مدت پرواز چهار ساعت.

روز دوم 21 تیر 1388

اقامت در هتل Dushanzi و غروب پرواز به سمت کاشکار  و اقامت در هتل Qinibagh  مدت پرواز یک و نیم ساعت.

روز سوم 22 تیر 1388

حرکت از شهر زیبایی کاشکار یا "قاشکار" به سمت جنوب غربی با اتوبوس کولر دار مجهز و راهنمایی شرکت چینی از مسیر بزرگراه قره قروم که مسیر جاده ابریشیم می باشد که طی عبور از چین به مرز پاکستان رسیده از آنجا تا اسلام آباد ادامه دارد. مسیری همراه با مخاطرات خود که شامل عبور از کویر تبت تا کوهستانهای بکر و بی همتا است.

در مسیر راه از روستا ها و شهر های متعددی عبور می کنیم که می توان مایحتاج مانده برنامه را خرید نمود، زبان عامه مردم ترکی "قاشکری" و عموممأ از راه دام پروری امرار معاش می کنند. 

عصر این روز با رسیدن تیم به منطقه ی "سوباشی"  و اقامت در یورت های تبتی اولین راه پیمایی چند ساعته در منطقه بروی قله ای کوچک انجام می گردد.

روز چهارم 23 تیر

تحویل بار غذایی و عمومی به شرکت چینی  پس از توزین توسط شتر تا ارتفاع 4400 متری کمپ اصلی انجام می گردد، تیم پس از انجام نرمش صبحگاهی کار خود را شروع می کند و از کنار یورت های منطقه و دور شدن مسیر جاده قرقروم وارد کوهستان موستاق آتا می شود تا با گذر از کنار روستای متروک و چشمه های فراوان چهار ساعت بعد به میعاد گاه عاشقان قرارگاه اصلی برسند.

با رسیدن تیم ما به منطقه حدود سیزه تیم در کمپ اصلی مستقر گردید. که تعداد زیادی از آنها جهت اسکی حضور داشته تیمی بزرگ از کشور چین آماده صعود به مناسبت 50 سالگی حزب کمونیست بودند.

روز پنجم 24 تیر 

صعود و حمل بار به کمپ یک به ارتفاع 5300 متر با تعداد 12 نفر از اعضای تیم آغاز می گردد. مسیر کمپ یک ساده و با کفش ترکینگ قابل صعود می باشد. زیر کمپ دارای برف با حجم زیاد بود که برای محلی ها هم غیر منتظره بود، این مسافت 4.30 ساعت زمان برد.

روز ششم 25 تیر

کار امروز ردیف کردن بار بین کمپ ها و استراحت می باشد، که بهترین فرصت برای نوشتن، تمدد اعصاب و برنامه ریزی برای صعود می باشد.

روز هفتم 26 تیر

کوله های سنگین حاکی از آن استکه تیم چند روزی در ارتفاعات قصد فعالیت دارد. آقای مرکدی به علت مشکل جسمانی از همراهی تیم منصرف و با ویزیت پزشک مشخص می گردد باید به شهر اعزام گردد. حال فرزاد هم زیاد مناسب نیست. پس از صرف صبحانه و ردیف کردن کارها تیم تن به شیب زیر کمپ یک می دهد، صدای دل نشین کپک ها و پرنده های وحشی تو را سر مست صعودی دل انگیز می گرداند. زودتر از روز قبل به کمپ رسیده چادرها بر پا ودر هر یک سه نفر و دو نفر مستقر می گردند. غروب زیبای آفتاب نوید فردایی روشن را می دهد. تا چند ساعت مانده به رسیدن تاریکی مطلق کارمان شده برف آب کردن، پر کردن فلاکس ها و نوشیدن و جبران مایعات از دست رفته و تأمین انرژی لازم بدن.

روز هشتم 27 تیر

حرف ابزار فنی که به میان می آید یعنی ستیزی جانانه و این مورد پسند جوانان خصوصأ فنی کارها می باشد. صبحانه که به نیش کشیده شد، تن به شیب تند برفی با حجم زیاد می دهیم که صدمتری بالاتر ما را به چادرگاه های دیگری می رساند که در نقشه نیز مشخص بود و محل مناسب و امنی است برای استقرار کمپ، وجود شکاف و برج های یخی قدری ترس بر وجود یره می کند، از کمرکش شیب یخ زده که بالا می رویم، باید از اولین شیب پر شکاف البته پنهان گذشت که خود احتیاط لازم می طلبد.

دو ساعتی بعد حال دیگر با شکاف ها انس و الفتی بیش یافته ایم و با کمک از طناب و پرشی کوچک از شکافی بزرگ می گذریم تا به دهلیزهای یخی برسیم ، و از زیر منطقه بهمنی به فلاتی پر شیب با حجم برف زیاد برسیم، که با چپ و راست رفتن زیاد رو به سوی خورشید ما را به ارتفاع 6200 متر که کمپ دو نام گرفته می رساند.

چادرهای زیادی در گوشه و کنار اینجا به چشم می خورد و تعدادی اسکی باز که بالا پایین می روند به منظور هم هوایی بیشتر قصد اقامت نداریم. فقط یک تخته چادر برپا می گردد، وسایل آورده شده درون آن ریخته شده به منظور کسب اکسیژن قدری استراحت کرده سرازیر می شویم.

روز نهم 28 تیر

    در کمپ استراحت کرده، به کارهای روزانه می پردازیم که عمومأ همراه است با گوش دادن به نغمه های ایرانی نوشتن خاطرات، عکاسی و...

روز دهم  29 تیر

براه می زنیم و متأسفیم که آقای دربانی باید به علت مشکلات نارسایی اکسیژن به پایین برگردد، و بدین ترتیب تیم ما ده نفره به راه ادامه می دهد، شیب همان شیب و برف همان و ما آماده تر بالا می رویم و زودتر از زمان در نظر گرفته شده خود را به ارتفاعات می رسانیم، بارمان که شامل وسایل خواب و غذا می باشد، قدری بر پشت سنگینی می کند. هنوز ساعتی بیش از ظهر نگذشته که به کمپ می رسیم، کار بر پایی چادر همیشه طاقت فرسا بوده و نفس گیر که در صعود هایی که شرپا حضور دارد این کار به عهده آنها است و لی در این صعود هیچ شرپایی تیم ما را همراهی نمی کند، و باید صعود کنند ها خود اقدام به این مهم کنند، و این یعنی رعایت تمام همان نکاتی که باعث می گردد چادر به دست طوفان سپرده نشود و در جایی بر پا گردد که نکند بهمن او را به کام بکشد.

رو ز یازدهم 30 تیر

حرکتی کند به سوی لمس کمپ سوم آغاز می گردد، برای این محل به بالا راکت برف در نظر گرفته شده است که نفرات به منظور ترس از اینکه نکند نتوانند از آن بهره کافی بگیرند، از استفاده آن ممانعت می کنند، فقط تعدادی بهره می گیرند.

شیبی نسبتأ تند و کمر بر ما را به دو ساعتی بعد به فلاتی با شکاف های پنهان رسانده شیبی به نظر بی انتها در مقابل ما است، که با صبر و شکیبایی طی می شود و در این بین صدای نغمه های ترکی هر دم دل آسمان را می شکافد و رو حیه را افزون می سازد،"داغذا دومان یری وار یری وار". شش ساعت راه می رویم و چشم به انتهای شیب برفی داریم، که سوسوی چادرهای ته یال شوق مان را افزون می سازد، نیرویی دیگر نمانده، و پاها به سختی بالا می آید وقتی به ارتفاع 6840 متری می رسیم.

چادری به سختی بر پا شده با نی های بامبو با حساسیت دور آن مهار شده طناب کشی می شود، بارها درون آن ریخته شده سرازیر می شویم و دو ساعتی بعد به چادرگاه دوم می رسیم.

روز دوازدهم 31 تیر

راستش قصد داشتیم بمانیم و با یک روز استراحت به کمپ سوم باز گشته کار صعود را یکسره کنیم از این رو منتظر گرفتن آب و هوا می شویم که جا دارد از همکاری هیات بانوان ابهر و دیگر عزیزانی که از ایران تلاش نمودند تا ما در جریان وضعیت آب و هوا قرار گیریم کمال تشکر نماییم.

با مطلع شدن از شرایط تصمیم می گیریم به پایین برگردیم و منتظر هوای مناسب بمانیم، و از طرفی کار هم هوایی دوستان کامل گردد. در بین راه به آقای شوزب مرکدی بر می خوریم که تا نزدیکی کمپ دو بالا آمده، اول خوشحال می شویم که ایشان سلامت خود را باز یافته و به تیم بازگشته ولی در عجبیم چگونه این معابر دشوار را بالا آمده!؟ با هم باز می گردیم.

مطلع می شویم شب گذشته با وسایل آقای عمیدی (سرپرست تور سرزمین خورشید) در کمپ یک سپری نموده است.

روز سیزدهم  1 مرداد

هوا سنگینی می کند، از آفتاب خبری نیست، زیب کیسه باز می شود بر اثر تلنبار برف روی چادر کم مانده دیرک ها بشکند.  سی سانتی برف  باریده و همه جا چهره زمستانی گرفته همه خوشحالند که پایین آمده ایم و این کار را به فال نیک می گیرند.

بهترین زمان است برای گلوله بازی، عکاسی، و گشت زده بین تیم ها که عمومأ این هوا همه را به پایین کشانده، دود کومه ها به آسمان رفته هر کس به کاری مشغول است.

  روز یکم مرداد

فرزاد آرج به منظور هم هوایی بهتر بالا می رود، و شب را در کمپ یک می گذارند و  روز بعد باربری جهت همراهی او بالا رفته با او تا کمپ دوم بالا می رود.

روز پانزدهم 3 مرداد

بارو بنه را جمع کرده راهی می شویم وقتی دربانی بچه ها را عاشقانه از زیر کتاب آسمانی رد می کند به پدری می ماند که فرزندان خود را به ستیزی جانانه می فرستد، حرکت ها آرام شده. دوری از این عزیز سخت است. جملاتی در گوش بعضی ها می گوید که بعد معلوم شد این بود که"سالم و با قله بر گردید".

کمپ یک خانه اول اقامت ما است با کاری که روزمره شده، برف آب کردن، کفش ها را در آوردن تمیز کردن، پاک کردن کرم از روی پوست با دستمال مرطوب، رسیدگی به کار چادر ها، عکاسی و رفتن میهمانی خانه دیگر همنوردان ایرانی در چادر های هم جوار. شادیم که از جاجایی ایران بزرگ  عاشقان دیار سخت به این نقاط آمده اند.

روز شانزدهم 4 مرداد

از سر صبح شوق رفتن در وجودمان موج موج می زند. مسیر پر پیچ و خم کمپ دو رو به بالا می رود چهار ساعت بعد به کمپ می رسیم. فرزاد به ما ملحق می شود و بدین ترتیب تیم ما دوازده نفره می شود.

ساعتی طول می کشد تا چهار تخته چادر آماده شود و زندگی چادر ی آغاز گردد، صدای سرفه های پی در پی خبر خوش آیندی نیست برای سلامتی نفرات تیم، از عصر مدام وضع هوا و سلامت بچه ها کنترل می شود.

روز هفدهم 5 مرداد

به راه می زنیم خسته تر از روزهای قبل اما عزم جزم صعود است تقریبأ منطقه خلوت است و همه برگشته اند فقط چینی ها صعودی پر تعداد داشته اند.

  از شیب بالای کمپ که بالا می رویم، فرزاد از ادامه صعود منصرف می شود تصمیم می گیریم آقای مرکدی نیز به علت عدم هم هوایی به پایین برگردد، که با بازگشت این دو عزیز برایشان آرزوی سلامت می کنیم. و خود راه را ادامه می دهیم

ساعت لختی از چهار عصر گذشته طوفان به آشوب می کشد. و این یعنی موج نگرانی که خوشبختانه غروب هوا بهتر می شود از ایران خبر می رسد هوا از نیمه شب بهتر خواهد بود و تا 11 ظهر روز بعد ادامه دارد.

خوب کار باید یکسره شود وسایل آماده می شود دوربین، وسایل فنی، راکت، البسه، هر دو نفر یک عدد گاز و غذا، دستگاه GPS  ، پرچم های یادبود و... ساعت حرکت اول دوازده اعلام می گردد ولی به علت سرما به ساعت دو تغییر می یابد.

روز هجدهم 6 مرداد

ساعت دو بیدار شده ساعتی بعد براه می افتیم سرما بیداد می کند مجبوریم آرام حرکت کنیم تا همراهان در راه نمانند شیب خیلی تند نیست ولی سرما است و سوسوی چراغ پیشانی پرچم های راهنما نوید گام به گامی است برای رسیدن به صبح، متر به متر ارتفاع بالا می رود.

سپیده که می رسد یخ پیرامون آب شده شادیمان افزون می گردد، بچه ها از سرمای نفوذ کرده به پاها شکایت دارند، ساعت به ده و نیم می رسد که پا بر قله 7546 متری قله موستاق آتا می رسیم. 

قلبمان تپيد / براي  کساني که قلبشان براي اين تيم تپيد

دلتنگ همه يکساني شديم/ که مي خواستند روي قله باشند

بوسه زديم بر دستان  کساني که براي اين تيم دعا  کردند.

بر می گردیم و درگیر طوفانی سهمگین می شویم، پرده ای از مه پایین می آید که چونان ذرات یخ است، تیم را یک کاسه کرده بر می گردیم تا به کمپ برسیم جان به لب می شویم تا همگی سالم به چادر برسند.

تصمیم می گیریم در این محل بمانیم و فردا سرازیر شویم تعدادی حال کار دیگری جز خواب ندارند و عده معدودی خود را احیا کرده نوشیدنی و غذا می خورند. شبِ سرد همراه با طوفان های ناگهانی هر دم چادر را می لرزاند.

روز نوزدهم 7 مرداد

چادر بر چیدن دشوار و طاقت فرسا است از این رو ساعتی طول می کشد تا در میان سرمای جانکاه آماده حرکت شویم و راهی کمپ اصلی شویم، با رسیدن به کمپ دو آنجا نیز به طوفان صاحب اصلی منطقه سپرده شده بدرود می گوییم.

راه پر پیچ و خم کمپ یک قدری تغییر یافته با احتیاط عبور می کنیم ولی جواب ندادن عضله باعث سقوط یکی از دوستان بدرون شکاف می شود که به خیر گذشته نجات می یابد.

در محل کمپ یک بارها جمع آوری شده به باربرها سپرده می شود و سرازیر می شویم در بین راه به کوهنوردانی می خوریم که به قصد اسکی به منطقه آمده اند.

روز بیستم 8 مرداد

این روز به کار بسته بندی بارها و خشک کردن آنها می پردازیم و آخرین تصاویر و عکس ها گرفته می شود غروب جشنی به مناسبت پیروزی برگزار می شود که دقایق خوشی برای دو تیم رقم می خورد.

روز بیست و یکم 9 مرداد

با تحویل وسایل با خودرو به بازدید روستای "چالتماق"یا یورت های زیبای آن می رویم، و از آنجا به نقطه آغازین سوباشی باز می گردیم و با خودرو ها به سمت کاشکار و هتل  Qinibagh باز می گردیم.

روز بیست و دوم  10 مرداد

بازدید از کاشکار و غروب پرواز به سمت ارومچی

روز بیست و سوم 11 مرداد

اقمت در هتل قبلی و بازدی از شهر متأسفانه امروز نیز حال آقای مرکدی خراب و به بیمارستان منتقل گردید که تا عصر درگیر آن بودیم و مشخص گردید ایشان سنگ کلیه دارد.

روز بیست و چهارم 12 مرداد

عصر ساعت 21به سمت وطن پرواز می کنیم و شادیم که همگی سالم و توانستیم کاری مثبت برای ورزش شهر به سر انجام برسانیم.

روز بیست و پنجم 13 مرداد

عصر نزدیک زنجان هستیم

 انگار به قله می رسیم، همان تاپ تاپ سینه و همان نگرانی جلو تربیت بدنی غوغا است دسته موزیک ارتش جلو اتوبوس ایستاده نفرات پایین می خزند انگار به آغوش به مادر موزیک همه را جا کن می کند، نمی دانیم بگریم یا بخندیم.

می خندیم که و شادیم که شادتان کردیم/ گریه می کنیم که نمی دانیم لایق این همه محبت هستیم یا نه

وقتی تصاویر بر صفحه سپید نقس بست انگار با یک زنجان صعود می کردیم، لحظه به لحظه گام به گام تا آن نهایت دور .

بدرود کمیته هیمالیا نوردی استان زنجان

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:23  توسط حسن نجاریان  | 

چه خبر از گاشربرومي ها

دیشب یعنی ۳۰/۳/۸۸

با محمد نصیری یکی از اعضای تیم هیات تهران و فاتح سال گذشته برودپیک کارگری صحبت کردم

اینان.  این دلاوران  عازم صعود قله گاشربروم دو می باشند. با او صحبت کردم.

 خودش انجا بود و دلش اینجا.  نگران و دلشوره امانش نمی داد.  صبح هم زنگ زد، دلش شور می زد و بغضی غریب در گلو داشت.

برا ما برا این روزگار غریب و برا این ......

هر چه بود آرامش کردم که به فکر صعود باشد و ستیز با هیاکل غول آسا این نیز بگذردُ.

 براي او و ديگر يارانش آرزوي سلامت و پيروزي كردم قرار شد روز دوشنبه اسكاردو را به مقصد اسكولي ترك كنند.

خاطره خيلي يادم مياداز اون دقایق پر اضطراب رفتن و رسیدن به دروازه هیمالیا.. ولي ولي ولي چرا باید نوشت در حالی که این وضع اسف بار بر مردممان می گذرد.

از خودم بدم مياد كه چرا؟ چرا؟ بايد بر ما اين گونه باید رود.......

بگذريم پرنده مردني است

                                          پرواز را به خاطر بسپار

 

اُبهت رؤیا

بالهایم را بگستران
تا در آسمان دشت وجودت به پرواز در آیم
ودر آن بلندی
نظاره گر وجود پر ابهّتت باشم

بالهایم را بگستران
تا به ابرهای خیالت برسم
و با تصورات شیرینت
همنشین شوم
ای بی همتای من
بالهایم را بگستران تا بی پروا بسویت پَر کشم
و در آسمان آبیت به انتظار نشینم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 7:20  توسط حسن نجاریان  | 

تلاش ايرانيها در جبهه شمالي اورست

تلاش ايرانيها در جبهه شمالي اورست
دو كوه نورد ايراني با نامهاي نيما يزدي پور و عارف گرانمايه كه عضو تيم summitclimb در صعود به قله اورست از مسير شمالي هستند هم اكنون خود را مهياي تلاش نهايي براي فتح قله مي نمايند. آنها قرار است در صورت مناسب بودن شرايط هوا طي روزهاي 20 يا 21 مي به همراه سه كوه نورد ديگر و چهار شرپا عازم فتح قله شوند.
اين تيم شامل كوه نورداني از انگلستان، كانادا، ايالات متحده، فرانسه و آفريقاي جنوبي مي باشد. سرپرستي تيم summitclimb بر عهده كوه نورد هلندي آرنولد كاستر است.
براي تمامي اعضاي اين تيم بويژه دو همراه ايرانيشان آرزوي سلامتي و موفقيت داريم.

منبع:
http://www.summitclimb.com
تصوير از نيما يزدي پور: عارف گرانمايه در حال صعود به سمت گردنه شمال

ارسال توسط رضا زارعی به وبلاگ كوهنوردي - کوه قاف در 5/18/2009 12:05:00 PM--
Your sincerely
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:26  توسط حسن نجاریان  | 

انگار پرواز پرنده را می مانست

انگار پرواز پرنده را می مانست

دلت برا ما نگیره

مفقود در رفتن، پرواز، پریدن .

 اعتمادی فر، محمد،داود، مقبل و... مایی که بند دلمون به اون بالاها بسته ست و ميدونيم،  امروز یا فردا سراغ ما هم خواهد آمد.

 آخر چه کسی است که نداند در مرز مرگ چه خبر است و مرگ سفید چه راحت تو را می خواند. می کشاند. یک لحضه یک آن و تو دیگر نیستی و فقط یادی مانده به جا و ای شاید تا مدتی نامی هم.

 ای کاش می شد کارهای ارزنده این بزرگان گردآوری می شد یا حداقل بشود، تجربه ای براي در راه ماندگان.

 انگار دیروز بود قبل از برنامه برودپیک به فدراسیون دعوت شد و صادقانه از مشکلات هشت هزاری ها داد  سخن داد و رفت اما در در گرو صعود داشت.

ولی حالاُ، حالا باید خبر او را از خارجی ها گرفت کجاست بین کمپ سوم یا .....

  دلم گرفت می خواهم هواری بزنم

مهدی اعتماد فر ....

.... اس ام اس کاظم که رسید ... هنوز هیجان تست میدانی تو وجودم بود ... چند کلمه اول اون پیام حکایت از حادثه ای غمبار داشت ... در یک لحظه احساس کردم برای تیم ماناسلو اتفاقی افتاده ... اصلا از اعتماد فر یادم نبود ... نتونستم طاقت بیارم و به کاظم زنگ زدم .... صدا دائم قطع و وصل می شد ... و تنها چند واژه کافی بود ... اعتماد فر! ... دائولاگیری! ... گم شده! .
بقیه رو میشد حدس زد ...
میگن دنیای ما ! ... دنیای ممکن هاست ...
میگن امید ! تمام اون حسیه که برای استواری و تلاش بهش نیاز داریم ...
میگن صبر ! زمانیه که باید فدا کنیم تا بتونیم بدست بیاریم و یا تحمل کنیم .
...میگن جایگاه آدم های عاشق و پر شور ... اون بالاهاست ...
ادامه
 
 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:34  توسط حسن نجاریان  | 

اعزام تیم منتخب مربیان غارنوردی

اعزام تیم منتخب مربیان غارنوردی
جهت برنامه آموزشی، پیمایشی غارنوردی به کشور لهستان

به گزارش پایگاه خبری فدراسیون : پیرو هماهنگیهای بعمل آمده در حاشیه اجلاس جهانی کوه نوردی UIAA که پاییز سال 1387 به میزبانی ایران برگزار گردید و پیگیری های فدراسیون به ویژه در کمیته کوه نوردی و بخش غارنوردی، تیم منتخب مربیان غارنوردی کشور جهت شرکت در دوره های آموزشی، فراگیری و مرور روشها و متدهای نوین و غارنوردی مشترک در 15  اردیبهشت ماه 1388 به کشور لهستان اعزام می گردند.

بنا بر این گزارش : اهداف این اعزام، فراگیری و به روز رسانی تکنیکهای نوین غارنوردی، امداد و نجات در غار، غارشناسی و کارست، نقشه برداری و اکتشاف غار و ... جهت آموزش، گسترش و رفع کمبودهای غارنوردی در ایران و نیز انجام برنامه اکتشافی و غارنوردی بین المللی مشترک می باشد.

مربیان اعزامی که با توجه به ظرفیت اعلام شده از طرف لهستان و با توجه به سابقه مربیگری و فعال بودن افراد در سالهای اخیر برگزیده شده اند، عبارتند از: امیر حسین جابر انصاری ؛ مسئول بخش غارنوردی و سرپرست تیم از استان تهران، علیرضا بلاغی از استان قزوین ،  وحید مصدری از استان تهران ، پیمان یاوری از استان کرمانشاه  و دکتر مسعود حمیدی پزشک تیم ازاستان گیلان .

گفتنی است : در راستای آمادگی این تیم دو اردو نیز برگزار گردیده است  که اولین مرحله ی اردو در روزهای 15 و 16 اسفند ماه 1387 در منطقه بند یخچال و دومین مرحله ی اردو در روزهای 27 و 28 فروردین ماه 1388 در پلور برگزار گردید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:1  توسط حسن نجاریان  | 

شما هم حتما شندید که در اورست کافی نت درسته شده یاد صعود ۱۳۷۷ ایرانی های می افتم که یه خارجی تلفنی با خود داشت و از بابت هر پالس مکالمه ۱۲ دلار می گرفت و سر هفته با دفترچه ای می افتاد دوره و پولها را جمع می کرد. و اگر شانس می آوردی و بالا بودی ای یه هفته ای از دستش راحت بودی و می شه گفت بیشترین مشتری اون ایرانی ها و از بین ایرانی ها اراکی ها و از اراکی ها رستمی بود که حسابی دل گرو یار داشت .

گشايش نخستين کافي نت در مرتفع ترين نقطه ی جهان نزديک قله اورست

عکس از : گوگل 

واحدمرکزی خبر : مقامات نپال از گشايش نخستين کافي نت جهان ، در ارتفاع بيش از پنج هزار متري از سطح دريا در پايگاهي نزديک قله اورست خبر دادند .

منابع خبري اعلام کردند اين مرکز تنها کافي نت جهان است که در مرتفع ترين مکان جهان ، در ارتفاع پنج هزار و يکصد هشتاد متري از سطح دريا در منطقه کومجونگ ، حدود دويست کيلومتري شمال شرق کاتماندو پايتخت نپال گشايش يافته است . در اين کافي نت که در مسير بازگشت به اردوگاه اصلي قله اورست بنا شده است ، گردشگران از مرتفع ترين مکان در جهان ، از امکان دسترسي به اينترنت بهره مند خواهند شد .
به گزارش خبرگزاري المان ، سالانه هزاران گردشگر از منطقه اورست که تا قبل از اين ، از تسهيلات اساسي ارتباطي برخوردار نبود ، ديدن مي کنند .

قله اورست تحت پوشش تلفن همراه قرار مي‌گيرد

يك شركت مخابراتي نپالي قصد دارد براي كمك به كوه نوردان بلندترين قله جهان، خدمات تلفن همراه را به قله ی اورست توسعه دهد.

به گزارش سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا )، صدها كوه نوردي كه هر ساله به قله هشت هزار و 850 متري اورست صعود مي‌كنند براي صحبت با خانواده‌شان به تلفن‌هاي ماهواره‌يي گران قيمت متكي هستند زيرا اين منطقه ی دورافتاده هيماليا تسهيلات ارتباطي ندارد.

طبق اعلام مدير بخش خدمات ماهواره‌يي نپال تلكام، اين شركت با استقرار آنتن‌هاي تلفن همراه در چهار منطقه تكدين، مانجو، فريچ و گوراك قله اورست را تحت پوشش شبكه قرار مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:59  توسط حسن نجاریان  | 

فتح قله ماكالو

 

فتح قله ماكالو

 
جام جم آنلاين: سيمونه مورو، كوهنورد ايتاليايي روز 9 فوريه سال 2009 با صعود به قله ماكالو به ارتفاع 8463 متر در سلسله جبال هيماليا نام خود را در تاريخ كوهنوردي جهان ثبت كرد. سيمونه مورو نخستين كوهنوردي است كه توانست قله ماكالو ، پنجمين قله مرتفع جهان را در فصل زمستان فتح كند. گزارشي كوتاه از فتح قله ماكالو. 3 اسفند 87. منبع : نورث فيس. گزارش : بهرام افتخاري.
 

           عکس از : جام جم آنلاین         

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 9:35  توسط حسن نجاریان  | 

مطالب آموزشی و خواندنی در وبلاگ

87/11/17

كدام ابزار ؟

امروزه شرکتهای توليدي بسياری اقدام به ارائه ابزارهای حمايتی و فرود در مقوله هاي مخلتف سنگنوردي و كاردر ارتفاع ( كليه مشتقات آن از نظامي گرفته تا ورزشي و صنعتي )کرده اند که هر کدام از آنها به نوبه خود دارای مزيت ، معايب و کاربردهای خاص خود ميباشد . بعضي از طبقه بنديها كاملا تخصصي بوده و به طور قطع نميتوان گفت که کدام ابزار بهترين وسيله برای انجام اين دو کار است ، در ايران بدليل عدم شناخت و تجربه غلط بعضي از سنگنوردان و يا واردات غيره اصولي ( اخيرا با توجه خاصي كه بعضي از كمپانيها به شركتهاي بازرگاني ايراني داشته اند كمي اين مشكل برطرف شده ) ، بسنده كردن به توليدات تنها چند كمپاني خاص و قيمت بالاي بعضي از ابزار فني‌ها باعث گرديده اينگونه آلات درجاي خودشان استفاده نشوند . از اينرو اين معضل انتخاب را مشكل و محدود ساخته و از همه مهمتر بستر آزمون و خطا در اين مقوله در بين سنگنوردان ايراني كمتر به چشم مي خورد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:29  توسط حسن نجاریان  | 

برگزاری جشنواره یخ نوردی

فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی در قالب «جام فجر» برگزار می کند :
نهمین دوره ی رقابتهای «سنگ نوردی»
سومین دوره ی مسابقات آزاد «یخ نوردی»

فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی در قالب «جام فجر» برگزار می کند :
نهمین دوره ی رقابتهای «سنگ نوردی»
سومین دوره ی مسابقات آزاد «یخ نوردی»

 

برای کسب اطلاعات بیشتر به پایگاه خبری فدراسیون مراجعه کنید .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:12  توسط حسن نجاریان  | 

نتایج نهایی مسابقات سنگنوردی سرطناب و سرعت

نتایج نهایی مسابقات سنگنوردی سرطناب و سرعت      
پنجشنبه, 03 بهمن 1387 18:55

سرطناب :
انفرادی نوجوانان الف : خسروهاشم ‌زاده، امين ظفر و فريد همتي هرسه از خراسان رضوي اول تا سوم شدند. تيمي نوجوانان الف : خراسان رضوي قهرمان شد. تيم‌هاي خوزستان و كرمان دوم و سوم شدند. انفرادی نوجوانان ب :محمدصادق يوسفي از زنجان اول - حامد جعفري هم تيمي وي دوم و اميرحسين كدخدازاده سوم و تيمي نوجوانان ب :زنجان، قزوين و خراسان رضوي مكان‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند...

سرطناب :
انفرادی نوجوانان الف : خسروهاشم ‌زاده، امين ظفر و فريد همتي هرسه از خراسان رضوي اول تا سوم شدند.
تيمي نوجوانان الف : خراسان رضوي قهرمان شد. تيم‌هاي خوزستان و كرمان دوم و سوم شدند.

انفرادی نوجوانان ب :محمدصادق يوسفي از زنجان اول - حامد جعفري هم تيمي وي دوم و اميرحسين كدخدازاده سوم
تيمي نوجوانان ب :زنجان، قزوين و خراسان رضوي مكان‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.


انفرادی جوانان : سبحان جعفري از كرمان اول - محمدعلي آقاداودي از اصفهان دوم - ايمان سلطان‌آبادي از كرمانشاه سوم 
تيمي جوانان : كرمان، گلستان و كرمانشاه مقام‌هاي اول تا سوم را كسب كردند. در این قسمت ۱۵ تیم حضور داشتند.


انفرادی بزرگسالان : داود ركابي از زنجان اول - محمد جعفري از كرمان دوم - اميرحمزه پور شفيع از كرمانشاه سوم
تيمي بزرگسالان : كرمان، قزوين و زنجان مقام‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. در اين قسمت 16 تيم حضور داشتند.

سرعت :

انفرادی نوحوانان  الف : یزدان کندی از مرکزی اول - میثم محمد پور از بوشهر دوم - رسول جعفری از خراسان رضوی سوم
تیمی نوجوانان الف : استان مرکزی اول - خراسان رضوی دوم - بوشهر سوم

انفرادی نوجوانان ب : محمدحسام باقری از زنجان اول -محسن عسگری از خراسان رضوی دوم - ایمان احسانی فر از خراسان رضوی سوم
تیمی نوجوانان ب : خراسان رضوی اول - زنجان دوم - کرمان سوم

انفرادی جوانان : سورنا غلامی از خراسان شمالی اول - امید شیخ بهایی از کرمان دوم - محمود خاتمی از زنجان سوم
تیمی جوانان : خراسان شمالی اول - کرمان دوم - زنجان سوم

انفرادی بزرگسالان :رضا پاکدل از کرمان اول - خلیل شریفی از کرمان دوم - سعید آقاکاشی از قزوین سوم
تیمی بزرگسالان : کرمان اول-خراسان رضوی دوم - قزوین سوم

نتایج نهایی مسابقات سنگنوردی سرطناب و سرعت

     
پنجشنبه, 03 بهمن 1387 18:55

سرطناب :
انفرادی نوجوانان الف : خسروهاشم ‌زاده، امين ظفر و فريد همتي هرسه از خراسان رضوي اول تا سوم شدند. تيمي نوجوانان الف : خراسان رضوي قهرمان شد. تيم‌هاي خوزستان و كرمان دوم و سوم شدند. انفرادی نوجوانان ب :محمدصادق يوسفي از زنجان اول - حامد جعفري هم تيمي وي دوم و اميرحسين كدخدازاده سوم و تيمي نوجوانان ب :زنجان، قزوين و خراسان رضوي مكان‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند...

سرطناب :
انفرادی نوجوانان الف : خسروهاشم ‌زاده، امين ظفر و فريد همتي هرسه از خراسان رضوي اول تا سوم شدند.
تيمي نوجوانان الف : خراسان رضوي قهرمان شد. تيم‌هاي خوزستان و كرمان دوم و سوم شدند.

انفرادی نوجوانان ب :محمدصادق يوسفي از زنجان اول - حامد جعفري هم تيمي وي دوم و اميرحسين كدخدازاده سوم
تيمي نوجوانان ب :زنجان، قزوين و خراسان رضوي مكان‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.


انفرادی جوانان : سبحان جعفري از كرمان اول - محمدعلي آقاداودي از اصفهان دوم - ايمان سلطان‌آبادي از كرمانشاه سوم 
تيمي جوانان : كرمان، گلستان و كرمانشاه مقام‌هاي اول تا سوم را كسب كردند. در این قسمت ۱۵ تیم حضور داشتند.


انفرادی بزرگسالان : داود ركابي از زنجان اول - محمد جعفري از كرمان دوم - اميرحمزه پور شفيع از كرمانشاه سوم
تيمي بزرگسالان : كرمان، قزوين و زنجان مقام‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. در اين قسمت 16 تيم حضور داشتند.

سرعت :

انفرادی نوحوانان  الف : یزدان کندی از مرکزی اول - میثم محمد پور از بوشهر دوم - رسول جعفری از خراسان رضوی سوم
تیمی نوجوانان الف : استان مرکزی اول - خراسان رضوی دوم - بوشهر سوم

انفرادی نوجوانان ب : محمدحسام باقری از زنجان اول -محسن عسگری از خراسان رضوی دوم - ایمان احسانی فر از خراسان رضوی سوم
تیمی نوجوانان ب : خراسان رضوی اول - زنجان دوم - کرمان سوم

انفرادی جوانان : سورنا غلامی از خراسان شمالی اول - امید شیخ بهایی از کرمان دوم - محمود خاتمی از زنجان سوم
تیمی جوانان : خراسان شمالی اول - کرمان دوم - زنجان سوم

انفرادی بزرگسالان :رضا پاکدل از کرمان اول - خلیل شریفی از کرمان دوم - سعید آقاکاشی از قزوین سوم
تیمی بزرگسالان : کرمان اول-خراسان رضوی دوم - قزوین سوم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 9:17  توسط حسن نجاریان  |