امروز یکی از آن روزهایی به یاد ماندنی بود برای جامعه کارگری به گرامیداشت روز جهانی کارگر
اینها دو، ده و یا صد خانواده نیستند، اینها یک خانواده اند. خانواده بزرگ کارگری کشور هم صدا با همه ی زحمتکشان جهان.
از صبح زود جاده چالوس حال و هوایی دیگر دارد، صف طویل اتوبوس ها یکی پس از دیگر ی از راه می رسند و پهن دشت "خور" مملو می شود از چادر های رنگارنگ، پرده هاي دست نوشته كه البت عمر كمي داشت و يغما رفت!!!، چهر های بشاش خانواده هايي كه به شوق آمده اند تا ديداري تازه كنند و مرور يك سال تلاش را، دیگر اینجا این و آن مطرح نیست. همه یک دل و یک صدا به کار جاودانه ساختن این روز زیبا، همه هستند آنها که شاید سالها آرزوی دیدارشان را می کشیدی مي تواني اينجا ببيني، امروز روز ديگر است روز توليد انديشه، تبادل داشته ها و هر آنچه از چرخه اي توليد و رنج ايام دريافت داشته اي. تو گویی عیدی بزرگ است. شکلات، شیرینی دست به دست می گردد، و کلمه زیبای " روزت مبارک " بر زبان ها جاری است. همه شادند و از همه بیشتر واحدی ها که سال قبل پرچم در خواست آزادی بزرگ سندیکایشان را دست داشتند و امسال در جمع خود دارند و گوش جان سپرده اند به سخنان این مرد.
براستی مگر اینان این زحمتکشانی که چرخ عظیم تولید را به گردش در می آورند، چه می خواهند جز حداقل خواسته های بر حق انسانی، ونه چیز دیگر. پس چرا بر آنها راه می بندند، پرخاش می کنند، دوربینشان را می ستانند، به هول ولا می افتند، پلاکاردمی برند و کسی نیست بگوید در قرن 21 دیگر با حداقل وسیله ای می توان صدا و تصویر ضبط کرد بس کنید. این آب راه خود یافته است.
عِرض خود می بری و زحمت ما می داری
بگذریم در جا جای این دشت زیبا بساط سرگرمی بر پا است با ورزشهای سنگنوردی، دارت، شطرنج، طناب کشی، و... که جالب تر از همه احداث دیواره سنگنوردی بود و اجرای مسابقه بین فرزندان دختر و پسر که کاری است جالب و نو.


و دیگر این که امسال حضور کودکان کار در جمع کارگران قشنگ بود، آنها که عاشقانه نواختند و پایکوبی کردند تا یه روز هم که شده از آن خودشان باشند و آن طور که می خواهند چند ساعت را گذران کنند.


چه کودکانه داد سخن دادند:
من کودکم، کودک کار، کودک زاده شده در خانواده کارگری و خود کارگرم. کودک خیابانم، بافته شده از رنج و محرومیت.

ما می خواهیم مورد حمایت قانون و جامعه قرار داشته باشیم ودیگر تحقیر نشویم. زور نشنویم. آزار نبینیم و مورد احترام باشیم. ما می خواهیم هیچ کودکی بخاطر نیاز مجبور به کار کردن نشود و بتواند به بازی و شادی و تحصیل بپردازد.

آخر کاری به بچه ها یاد دادند بروی کاغذ در کنار آتش با ذغال به پاس شعار " از طبیعت چیزی نگیریم جز عکس" و آن را همان طور که یافتیم رها کنیم. نقاشی بکشندند و این روز را به یادها بسپارند.

تصاویر زیر تقدیم باد به همه کودکان کار


هیمالیا نپال ارتفاع ۴۲۰۰ متر

هیمالیا نپال ارتفاع ۴۰۰۰متر

سیستان بلوچستان سیاه چادرهای دامنه تفتان

نپال ۳۸۰۰ متر حمام بدون سوناو جکوزی!!!

کار کار کار نپال ۳۰۰۰ متر

نپال باربر دختر
سن شاید به زور ۱۴ سال
بار حداقل ۳۰ کیلو
خوشی: ای دل خوش سیری چند
عشق: اتمام کار
برای دیدن عکس هایی از این قبیل لطفاْ برید به آدرسhttp://www.summitpost.org/image/256649/alam-koh.html